کتاب شرق

خاما

2,500,000 ریال

ناشر : آموت مولف : يوسف عليخاني قطع : رقعي نوع جلد : شوميز نام گروه : رمانهاي فارسي تيراژ : 1100 تعداد کل صفحات : 448 وزن – به گرم : 492 زبان : فارسي سال انتشار : 1401

توضیحات کتاب

«خاما» داستانی عاشقانه دارد و ماجرایی را با محوریت مردمان کُرد مهاجر غرب ایران روایت می‌کند.

علیخانی در رمان جدید خود به رهیافت‌تازه‌ای از منظر زبان روایت دست پیدا کرده و توانسته با عبور از سنت نویسندگی‌اش در سه‌گانه داستانی و رمان نخست خود، به خلق زبانی تازه در نوشتن دست پیدا کند که بر اساس آن شالوده روایت رمان به صورت زبان فارسی عادی است اما اصطلاحات و عبارت‌های مرتبط با زبان مردمان بومی حاضر در رمان در متن و تصویرسازی‌های متن مورد استفاده قرار گرفته است.

این رمان همچنین از منظر توصیف و تصویرسازی در میان سایر آثار این نویسنده قابل‌توجه‌تر است.

این نویسنده در متن کوتاهی که همزمان با تالیف این رمان منتشر کرد، درباره آن نوشته است: خاما نباید نوشته می‌شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن در نیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم. به رقص و به رنگ رنگ زرد و قرمز این حلفه آتش باید که جاری شد.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم:

سگ سفیدم با خودش دم دم بازی می‌کرد. نگاهش کردم. خاما را. هیچ وقت اینطور سرخوش نیده بودمش. از اول حواس‌ام پی‌اش بود. داشت نگاهم می‌کرد تا مرغ و خروس‌ها را جا بدهم و سیر نگاهش بکنم. نشست روی تخته سنگی. رفتم نزدیک‌تر. قلبم تند تند می‌زد. پرنده‌ای توی دلم صدا می‌کرد که بروم جلوتر. بروم و باهاش حرف بزنم. بروش و باهاش پرواز بگیرم. بروم و با هم آشیانه بسازیم. حس کردم همه دارند نگاه‌مان می‌کنند؛ سنگ‌ها و خانه‌ها آدم‌ها و نی‌زارها و دریاچه و آغگل.

خاما تلخ خندید. به اطراف نگاه کردم. آغگل رفته بود توی تاریکی و کسی مار ا نمی‌پایید. نزدیک‌تر رفتم…

محصولات مشابه

شاید به این محصولات علاقمند باشید

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.