کتاب شرق

کالیگولا

750,000 ریال

نویسنده : آلبر کامو مترجم : شورانگیز فرخ ناشر: فیروزه زبان كتاب: فارسي تعداد صفحه: 142 اندازه كتاب: رقعی شومیز سال انتشار: 1347 دوره چاپ: 1 افست شده از روی نسخه قبل از انقلاب

توضیحات کتاب

کالیگولا (به فرانسوی: Caligula) نمایش‌نامه‌ای است که آلبر کامو، نویسندهٔ الجزایری-فرانسوی، نوشتن آنرا در سال ۱۹۳۹ آغاز کرد و اولین نسخه آن در ماه مه ۱۹۴۴ بدست انتشارات گلیمر به چاپ رسید. او بعدها در این نمایش‌نامه، رمان بیگانه و نیز مقاله افسانه سیزیف تغییرات و بازبینی‌های بسیاری انجام داد که خود آنرا را دور باطل∗ نامیده است. بعضی از منتقدین، این کتاب را متعلق به مکتب اگزیستانسیالیسم می‌دانند در حالیکه خودکامو همیشه تعلق خود به این مکتب را نفی می‌کرد.
این نمایش بر پایه زندگی کالیگولا، سومین امپراتور روم نوشته شده است که در ۲۱ سالگی بر تخت امپراتوری نشست و در سال ۴۱ میلادی کشته شد. البته آلبر کامو نیز برداشتی خاص از زندگی این امپراتور جوان داشته است. نمایش نشان می‌دهد که کالیگولا، امپراتور جوان رومی، با مرگ خواهرش، دروسیلا، که معشوقه‌اش نیز بود دچار پریشان‌احوالی می‌شود. در بیان حوادث از دیدگاه کامو، کالیگولا نهایتاً بطور عمد زمینه قتل خود را فراهم می‌کند.
پس از مرگ خواهر، کالیگولا که به حقیقت مرگ آگاه شده، حکومت وحشت را آغاز می‌کند: مرگ سایه خود را بر سر اطرافیان کالیگولا می‌گستراند. دیگر هیچ‌کس، جز تنی چند که با راستی زندگی می‌کنند بر فردای خود ایمن نیست. کالیگولا که اینک قدرت مطلق در اختیار اوست با پوچیدرمی‌افتد. هربار که ابرمردی بر تخت می‌نشیند محنت و آزمون بزرگی برای خلق آغاز می‌شود. غرض آن نیست که کالیگولا با هیتلر مقایسه شود چرا که کالیگولا حتی مستبد هم نیست: «مستبد کسی‌است که ملت‌ها را فدای عقایدش یا جاه‌طلبی‌اش می‌کند.» بااین‌همه، گرچه زیر بار چندین جنگ نرفته‌است، گرچه پیروزی و فتح را به سخریه می‌گیرد، در آخر او هم کاری جز جنایت نمی‌کند. البته جنایتی «هنرمندانه». قتل که در نظر او یکی از شاخه‌های هنرهای زیباست نتیجه منطقی، و نیز حقیرانه ستیز با مطلق است. کیریلوف، قهرمان جن زدگان داستایوفسکی تنها با کشتن خود می‌تواند آزادی خود را نشان دهد و کالیگولا با کشتن دیگران. قدرت استدلال و استنتاج کالیگولا تا به حدی است که ما خوانندگان یا تماشگران، با نخستین جنایات او هم‌آواز و حتی هم‌گام می‌شویم. آنجا که برای نجات خزانه، بزرگزادگان را وادار به وصیت به نفع دولت می‌کند و سپس دستور قتل آنها را می‌دهد، آنجا که سناتورهای ابله و ترسو را می‌کشد. اما طلب آزادی از راه پوچی به زودی موجب عصیان می‌شود و سرانجام لحظه‌ای می‌رسد که کالیگولا، حتی در مطلق، به خطا می‌رود. تا جایی که خود نیز به خطای خود پی می‌برد: «بیا منصفانه قضاوت کنیم: فقط حماقت نیست که بر ضد من است، راستی و دلیری کسانی هم هست که می‌خواهند خوشبخت باشند.»

محصولات مشابه

شاید به این محصولات علاقمند باشید

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.