4,000,000 ریال
نويسنده: شهره وکیلی ناشر: علم قطع: رقعي گالینگور سال چاپ: 1395 نوبت چاپ: 5 تعداد كل صفحات : 695
چيزي به صبح نمانده بود احمد كلافه و معترض گفت:نزديك صبح است هنوز بيداري؟چقدر وول ميزني!
چه كنم نميتوانم بخوابم دارم ديوانه ميشوم سه ماه است نديدمش شوخي نيست !كي باور ميكند ما و او در يك خانه زندگي كنيم و آرزوي يك لحظه ديدنش در دلمان باشد.
خدا لعتنش كند كه زندگي را به كاممان زهر كرده.
اگر يك دفعه ديگر نفرينش كني خودم را ميكشم و خلاص ميكنم.
سرور چرا حرف حساب سرت نميشود؟چند بار بتو گفته ام چاره نداريم جز اينكه در را بشكنيم و داخل اتاق بشويم.
منهم چند بار جوابت را داده ام كه قبل از اينكه در بشكند خودش را از پنجره به خيابان پرت ميكند يا با برق خودش را ميكشد.
لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.




تمامی کالاها و خدمات فروشگاه حسب مورد دارای مجوزهای مربوطه بوده و همه فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد .
شماره های تماس : 02166456295
شماره تماس و واتساپ : 09129452845
© تمامی حقوق این سایت متعلق به ketabeshargh.com می باشد.